برق و مدیریت

ONLY THOSE WHO DARE, DRIVE THE WORLD FORWARD

برق و مدیریت

ONLY THOSE WHO DARE, DRIVE THE WORLD FORWARD

برق و مدیریت

رهبری یعنی عالی عمل کردن اطرافیان در حضور شما و از بین رفتن این اثرگذاری در غیابتان.
رهبری یک عنوان نیست ، یک رفتار است ، رهبر گونه زندگی کنید.
یک لشگر از گوسفندان که توسط یک شیر هدایت شوند ، می توانند بر یک لشگر از شیران که توسط یک گوسفند هدایت می شوند غلبه کنند.
معلمی شغل انبیاست، رهبری شغل خداست.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

قانون ایثار در رهبری

شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۴۸ ق.ظ

این مطلب از کتاب 21 قانون انکار ناپذیر رهبری نوشته جان مکسول و ترجمه خانم شهین آقازاده اقتباس شده است .

یکی از تحولات باور نکردنی در تاریخ تجارت امریکا ، به نحو چشمگیری حاکی از قانون ایثار و از خود گذشتگی در رهبری است .

این تغییر در اوایل دهه 1980 در شرکت کرایسلر رخ داد . علی رغم سابقه موفقی که کرایسلر داشت ، دچار آشفتگی محسوسی شد . این شرکت از اواسط دهه 1920 کارش را شروع کرد ، یعنی آن زمان که والتر کرایسلر شرکت های اتومبیل سازی چالمرز و ماکسول را دوباره سازمان داد و شرکتی با نام خود برپا کرد. در سال 1928 بود که کرایسلر سهام شرکت های داج و پلی موت را خرید و تا سال 1940 - سال فوت او - شرکت او دومین دومین کمپانی اتومبیل سازی دنیا بود که حتی از فورد ،پیشگام صنعت اتومبیل سازی ، پیشی گرفت و بعد از جنرال موتورز بزرگترین خودروساز دنیا محسوب می شد ، این اتفاق موفقیت بزرگی است. در فقط یک مورد کرایسلر 25 درصد کل بازار اتومبیل داخلی را به خود اختصاص داده بود .

این شرکت تا سالهای دهه 1960 همچنان قدرت خود را حفظ کرد . عیار و ارزش اتومبیل های او در مهندسی نوآورانه و خلاقی بود که در شرکت به کار گرفته می شد .برای مثال مهندسان کرایسلر اولین سوئیچهای الکترونیکی اتومبیل و اولین ترمزهای روغنی و اولین رایانه های داخل ماشین را طراحی کردند و در دهه 1960 بود که خودروهای این شرکت از نظر کیفیت بالایی که داشتند شهرت یافتند.

اما تا پایان دهه 1970 شرکت به سرعت دچار رکود شد . در سال 1978 سهم بازار شرکت از 25 درصد به 11 درصد کاهش یلفت و اوضاع روزبه روز بدتر می شد . سازمان در شرف ورشکستگی بود .سپس در نوامبر 1978 کرایسلر رهبر تازه ای روی کار آورد . او لی یاکوکا (lee iaccoca) نام داشت . او فردی بود خبره ماشین که از پست های پایین شرکت فورد خود را به بالاترین پست شرکت رسانده بود . اگرچه فارغ التحصیل رشته مهندسی بود اما داوطلبانه کار خود را در قسمت فروش شرکت فورد در پنسیلوانیا در سال 1940 آغاز کرد و عاقبت خود را به اداره مرکزی واقع در بورن میشیگان رسانید. در آنجا رهبری تیم هایی را برعهده داشت که جدیدترین اتومبیل ها را که تا آن زمان نظیر نداشتند از جمله لینکلن کانتیننتال ، مارک 3 و ماستنگ افسانه ای را که یکی از معروفترین ماشین های صنعت اتومبیل سازی است طراحی می کردند.

در سال 1970 یاکوکا رئیس شرکت خودروسازی فورد شد و بالاترین مقام را پس از هنری فورد دوم بدست آورد . در مجموع یاکوکا 32 سال برای فورد کار کرد و هنگام ترک فورد در سال 1978 سود هنگفتی عاید این شرکت می شد به طوریکه در دو سال آخر سالانه 1/8 میلیارد دلار سود عاید شرکت کرد . اگرچه این کناره گیری خوش آیند نبود اما پولی که او بابت بیرون آمدن از شرکت دریافت کرد و سهامی که طی سالهای کاری خود به دست آورده بود او را در وضعیتی قرار داد که دیگر تا آخر عمر نیازی به کار کردن پیدا نمی کرد . از طرفی زمانی که شرکت را ترک کرد تنها 54 سال سن داشت و خوب می دانست که هنوز کارهای زیادی می تواند برای یک سازمان انجام دهد .

دعوت کرایسلر از او برای پیوستن به هیئت مدیره شرکت فرصتی بود که فقط در طول عمر یک بار بدست می آید. جان ریکاردو که در آن زمان ریاست هیئت مدیره کرایسلر را بر عهده داشت دریافت که شرکت به رهبری قوی نیازمند است تا بتواند به بقای خود ادامه دهد ، چیزی که خود به اندازه کافی توانایی انجام آن را نداشت . به قول یاکوکا ، ریکاردو به خوبی می دانست که بیش از توانایی اش در کارهای شرکت غوطه ور است . بنابراین تصمیم گرفت که عضو قبلی فورد را به عنوان رئیس کرایسلر انتخاب کند . در عوض ریکاردو در کمتر از دو سال به نفع یاکوکا کنار کشید تا یاکوکا بتواند رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل کرایسلر شود .جان ریکاردو خود را فدای نفع شرکت کرد . در نتیجه این شانس را برای یاکوکا فراهم نمود تا رویایی را که در طول زندگی داشت عملی سازد ؛ یعنی بالاترین مقام در یکی از سه شرکت بزگ دنیا.

یاکوکا این شغل را پذیرفت . اما پذیرش این شغل برای وی ضررهایی به همراه داشت . اولین ضرری که وی متحمل شد ضرر مالی بود . حقوقی را که یاکوکا در کرایسلر پذیرفت کمی بیش از نصف حقوقی بود که در فورد به عنوان رئیس شرکت دریافت می کرد . دومین ضرری که او متحمل شد و مجبور شد از خود بگذرد درمورد خانواده اش بود . زمانی که ریاست فورد را برعهده داشت به این می بالید که از دوشنبه تا جمعه سخت کار می کند و همیشه شنبه ها ، یکشنبه ها و بیشتر جمعه شب ها را با خانواده اش می گذراند . و هر روز ، زمانی که شرکت را ترک می کند کارهای شرکت را همراه خود به خانه نمی آورد .

اما برای رهبری شرکت کرایسلر مجبور بود شبانه روز کار کند و بالاتر از همه این که ، زمانی که به به خانه می آمد هم خوابش نمی برد . یاکوکا بعدا وضعیت آن موقع شرکت را علی رغم وسعت مشابه یک فروشگاه مواد غذایی کوچک توصیف کرد.رکت سیستم مالی و کنترل ثابتی نداشت ، روش تولید و انبارداری آشفته و بهم ریخته بود ، تولیدات کیفیت پایینی داشتند و تقریبا تمام بخش های شرکت توسط معاونان سرسخت و خودرائی اداره می شدند که حاضر به همکاری با یکدیگر و کارهای گروهی نبودند . روحیه تمام کارکنان از بین رفته بود و شرکت وفاداری مشتریان را از دست داده و مدام ضرر می داد.

یاکوکا می دانست که به منظور ایجاد تغییر در سازمان باید رهبران موفق این نگرش را که باید گاهی از خود نیز به نفع سازمان بگذرند حفظ کنند . آنها باید به کاری که باعث می شود سازمان بتواند به سطح بالاتری برسد علاقه مند باشند . یاکوکا 33 نفر از معاونان کرایسلر را در طول 3 سال اخراج کرد . با این وجود ، وضع شرکت روز به روز بدتر می شد . کشور در رکود اقتصادی شدیدی به سر می برد . بعدا در سال 1979 زمانی که شاه ایران خلع شد ، بهای نفت افزایش زیادی یافت . سهم کرایسلر در بازار تا 8 درصد سقوط کرد . علی رغم کار سخت یاکوکا ، به نظر می رسید که قانون ایثار و تحمل ضرر در اینجا کارساز نیست . یاکوکا سخت کوشید تا با روی کار آوردن بهترین رهبران در تجارت به بازسازی شرکت بپردازد . بسیاری از این رهبران بازنشستگان شرکت فورد بودند . او تا آنجا که می توانست در بسیاری از هزینه ها صرفه جویی کرد و به شرکت کمی قدرت بخشید ، البته نه آن اندازه که بتواند شرکت را به سطح بالاتری برساند . کرایسلر در معرض ورشکستگی قرار داشت . یاکوکا ناچار بود که بزرگ ترین از خودگذشتگی را از خود نشان دهد : یعنی او مجبور شد که دست به دامن دولت شود و برای ضمانت وام از دولت درخواست کمک کند .

یاکوکا در فورد شهرت زیادی بدست آورد چرا که به شدت دخالت دولت در تجارت را مورد انتقاد قرار می داد و به همین دلیل بود که زمانی که از کنگره درخواست مساعدت نمود هیچ یک از اعضای منگره نظر مساعدی نسبت به او نداشتند . بعدها یاکوکا این رویداد را اینگونه شرح داد :

"در نظر اعضای کنگره و وسایل ارتباط جمعی ما گناهکار تلقی می شدیم ، ما بازار را از دست داده بودیم و مستحق مجازات بودیم و مجازات هم شدیم . در طی جلسات کنگره دریافتم که ما در مقابل دنیا همچون موجودات زنده ای که صنعت آمریکا را به بیراهه کشانده ایم معرفی شدیم . در صفحه سرمقاله روزنامه ها به خاطر اینکه این شایستگی را نداشته ایم که با قبول شکست خود دست از کار بکشیم و با احترام و وقار از بین برویم مورد تمسخر و تحقیر قرار می گرفتیم . ... زنان و بچه های ما در بازار و مدارس موضوع و سوژه جوک های زشتی شده بودند .بهایی که به این ترتیب پرداختیم بیش از آن چیزی بود که که با قبول شکست متحمل می شدیم . این بهایی بود که باید می پرداختیم و بسیار تلخ و دردناک بود ."

برا یاکوکا زیر پا گذاشتن غرور فداکاری قهرمانانه ای بود ، کاری که کمتر کسی در آن مقام انجام می دهد . اما این کار و این فداکاری بهایی بود که باید برای نجات شرکت می پرداخت .

حداقل یکی از ازخودگذشتگی های یاکوکا در آن موقع نظر مثبت مطبوعات را به خود جلب کرد : یاکوکا حقوق خود را تا (متاسفانه در کتاب اینجانب به اشتباه "یک دلار در سال " چاپ شده است که اصلا منطقی نیست و مبلغ دقیق آن را تا کنون نیافته ام ، اما مطمئنا مبلغ قابل توجهی بوده است) کاهش داد . در آن موقع وی می گفت :"رهبری یعنی الگو . هرگاه خود را در موقعیتی بیابید که رهبری گروهی را برعهده دارید ، افراد شما همه حرکات و کارهایتان را تقلید می کنند ." او این کار را کرد یعنی حقوق خود را کاهش داد تا دیگران نیز از خود بگذرند و ایثار کنند . او از مسئولان اجرایی رده بالای کرایسلر خواست که حقوق خود را تا 10 درصد کاهش دهند . سپس از اتحادیه ها و بانک هایی که با کارخانه های سازنده ماشین همکاری می کردند تقاضای امتیاز کرد و آن را دریافت نمود . برای این که کرایسلر موفق شود همه اعضای شرکت باید از خودگذشتگی می کردند و آنها موفق نیز شدند . تاسال 1982 شرکت کرایسلر سودی بالغ بر 925 میلیون دلار یعنی بیشترین سودی که تا آن زمان سابقه داشت به دست آورد و در سال 1983 شرکت قادر شد تا وام های دریافتی خود را بپردازد.

کرایسلر همچنان به موفقیت و رشد خود ادامه داد و امروز (زمان نوشتن کتاب در اوایل دهه 1990) بیش از 16 درصد سهم بازار مشترک امریکا و کانادا را به خور اختصاص داده است . یعنی دو برابر مقدار سهمی که در سال های اولیه شروع به کار یاکوکا در اختیار داشت.

در این دوره وی بازنشست شد اما رهبری او کرایسلر را دوباره در ردیف شرکت های بزرگ امریکا قرار داد . چرا ؟ چون از قانون ایثار و از خود گذشتگی پیروی کرد .

نظرات  (۱)

تحولات باور نکردنی در تاریخ تجارت امریکا ، بسیار زیاد هستند و مطالعه ی آنها بسیار مفید
با آرزوی موفقیت
http://www.iruscc.com

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی